سلام.خيلي وقته كه واقعا موندم چي بنويسم؟چه حرفي؟حرف دل رو كه نميشه
همينجوري نوشت.خيلي موردها بود كه ميخواستم بنويسم ولي حسش نبود.
ازاين به بعدهرچي دلم خواست مينويسم!چه شعرباشه چه خاطره ويا حتي
مطلب.واسه اين هفته هم يه شعر از raper عالي ما(ياس) كه خيلي از اهنگهاش
روشنيدم وواقعا دوست به نظرم پرمحتواست روبراتون مينويسم.
اميدوارم خوشتون بياد.ياحق.
به دنيا خوش اومدي
يكي دو روزيه كه چشمات به افتاب باز شدن
حالا ديگه شروع داستان توِِئه
مادروپدرت مثل پاسدارديگه دورو بر توئن و چشم به اسمان دارن
ميگن اين كه بچه سالمه دورش كن از هرچي ظالمه
گريه ميكني ميدونم شير بهمونست
اشك تو واسه ورود به اين زمونست
تو نه ماه رو تو تاريكي سرميكردي
بدوني كجايي همين الان برميگردي
تو فردا درياي درد ها رو درياب تنهاي تنهاهستي تو
بدون اينو پس:
وقتي رفتي به سمت سختي و درگير هستي تو دست تقدير
و بعد ميفهمي فردي زخمي غمگين تسليم هستي.
بخواب با صداي من تا بنويسم از فرداهاي دوردست زندگي
مياد تا بخونه اين دل بي صبرازفرداهاي دوردست زندگي.
اگه پسري بابا ميگه اين عصاي دسته
اگه دختري ميموني توي فضاي بسته
حرف ياس حالا به حقايق وصله
تولد تو فقط واسه بقاي نسله
همين و ميگم و ميرم كه اينه رسم زمينه بي رگ و بيرحم
يه چيزي داري ميبيني و ميگي عاليه
اينجا عصر ادمهاي ديجيتاليه
هركي مياد واسه كمك كه دست بگيره
فردا ميخواد چند برابرش رو پس بگيره
گريه ا واست همه واسه رياست
دوستي كرد؟؟قبل گريه داشت پياز پوست ميكند!!!
ماميخوايم گلوي همو با حرص بدريم.
انگاراز همديگه طلب داريم ارث پدري
تونميتوني چيزي بگي بابايي بتونه
گريه كن تا مامان واست لالايي بخونه
منو ببين كه پرحرف چهرم
گلوم ميسوزه از مزه ي تلخ شعرم
گوش بده حالا كه توي اوج حرفين بخدا نميخوام بدم به تو موج منفي
بدون خيلي زود پير ميشي!توجه كن كه خيلي زود دير ميشه
عاقبت تولد تو اجله ميدوني پس چرا واسه بزرگ شدن عجله ميكني
معصوم و زيبايي با دل پاك داري اميد
مثل ماهي قشنگي تو آكواريومي
تو كاش بدوني!پاك بموني وجود خودتو از ذره هاي خاك بدوني
چه تو روز روشن و چه اسمان تاريك
به دنيا اومدي حالا شناسنامه داري
توی دنياي پردرد و خشونتي
ولي حالا كه اومدي پس خوش اومدي

امیدوارم خوشتون اومده باشه.